فرسوده

پنجشنبه, 31 جولای at 23:45 | In   | Leave a Comment

وا ژه «کار» مرا به یاد زنانی می‌اندازد که هشت ساعت در روز، قطعات پلاستیکی را در کارخانه‌های الکترونیکی بر هم سوار می‌کنند، مردانی که بامدادان تاریک زمستان به انتظار اتوبوس می‌ایستند، آموزگارانی که دیدگان خویش را به ورقه‌هایی که لطفی در آنها نیست می‌فرسایند، زنان نظافتچی که شبانگاه دفتر کار مدیران را نظافت می‌کنند، مردانی که در آب‌های چرب رستوران‌ها ظرف می‌شویند، واژه «کار» مرا یاد یاد میلیون‌ها مردم می‌اندازد و هیچ‌گاه نویسندگان را به خاطر نمی‌آورد.

کار، زمان تبدیل شده به پول است. نویسندگی، همان زمان است که به طلا مبدل شده است.

همگان برای زیستن ناگزیر از آنند که پول به کف آورند، اما هیچ‌کس مجبور نیست بنویسد. این ناگزیر نبودن، مایه آن می‌شود که نویسنده بیشتر به کودکی که بازی می‌کند ماننده شود تا به مردی که کار می‌کند.

* فرسودگی – کریستین بوبن

گفتنی‌ها کم نیست

جمعه, 25 جولای at 13:04 | In   | 1 Comment

قل ياعبادي الذين أسرفوا على أنفسهم لاتقنطوا من رحمة الله إن الله يغفر الذنوب جميعاً إنه هو الغفور الرحيم

بگو ای بندگان من كه به ضرر خودتان زياده‌روی كرده‌ايد، از رحمت خدا نااميد نشويد چرا که خداوند همه گناهان را مي‌بخشد، او آمرزنده مهربان است.

* زمر – ۵۳

پشت پرچین هراس، چشمه ساری است زلال

که ز بُن چشمه ایمان جاری است

در کنار چشمه، باغ زیتون در آستانه صبح

عطر مریم‌ها را در مسیحایی انفاس سپید می‌ریزد

تا تن مرده ز نو برخیزد

نخل ها سبز و بلند، خوشه‌هاشان پر بار

حاجتی نیست به سنگ، سر به تعظیم تو دارند انگار

*پی‌نوشت: گفتنی نیست، همه چیز …

حاجتی نیست به سنگ

سه شنبه, 8 جولای at 2:38 | In   | 6 Comments

بدین وسیله به اطلاع عموم میرساند که ما بار دیگر می‌خواهیم به فردی ابله که از قضا نویسنده اراجیف این وبلاگ نیز هست فرصت دهیم و منت نهیم که بیاید اینجا و باز نشانش دهیم و نبیند و باز بگوییم و نشنود و همچنان همان باشد که بوده. ولیکن ما فرصت را باز هم می‌دهیم بهاش تا ببینیم چه کاره است و چند مرده حلاج. هرچند که از روز ازل هم می‌دانستیم هیچ کاره است و به هیچ درد نمیخورد این نیمه آدمک احمق که خیال می‌کند کسی شده برای خودش.

حتماً غره خواهد شد به خودش که شاید بیشتر از همسنگانش میخواهیم‌اش، ولی اینها صرفاً آزمایش است و امتحان. همه امتحان خواهند شد یک روزی

* پی‌نوشت: گمان می‌برم که اطلاعیه بالا گویا بود تا حدی. درست است، من از امتحان اول که سرافکنده بیرون آمدم. حالا به فاصله کمتر از دو سال باز هم قسمتم شده که بروم به سفر حج. سفری که بالاتر از هر سفری است، برای آنکه درکش کند. کاش می‌فهمیدم

* پی‌نوشت۲: حدود ۴ ساعت دیگر عازمم. حلالم کنید. نایب‌الزیاره همگی خواهم بود، اگر خدا قبول کند.

وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.