اسم اعظم سگ

پنجشنبه, 30 اکتبر at 1:38 | In   | Leave a Comment

هر نامی را نام‏ها است

مرا از نامم پنهان کن،… وگرنه آن را می‏بینی و من را نمی‏بینی

حباب‏وار

چهارشنبه, 29 اکتبر at 23:28 | In   | Leave a Comment

حباب‏وار براندازم از نشاط کلاه اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد

حباب‏وار براندازم از نشاط کلاه اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد

حباب‏وار براندازم از نشاط کلاه اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد

حباب‏وار براندازم از نشاط کلاه اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد

حباب‏وار براندازم از نشاط کلاه اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد

حباب‏وار براندازم از نشاط کلاه اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد

حباب‏وار براندازم از نشاط کلاه اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد

حباب‏وار براندازم از نشاط کلاه اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد

غریبستان

یکشنبه, 19 اکتبر at 19:00 | In   | 5 Comments

دیده بگشا رنج انسان بین و سیل اشک و آه

کبر پستان بین و جام جهل و فرجام گناه

تیر و ترکش، خون و آتش، خشم سرکش، بیم چاه

دیده بگشا بر ستم، در این غریبستان، علی!

دیده بگشا نقش انسان ماند با جامی تهی

سوخت لاله، مُرد لیلی، خشک شد سرو سهی

زآگهی مان جهل ماند و جهل ماند از آگهی

زآگهی مان جهل ماند و جهل ماند از آگهی

زآگهی مان جهل ماند و جهل ماند از آگهی

semi-shameful confessions

شنبه, 11 اکتبر at 2:34 | In   | 3 Comments

1

عشق همیشه در مراجعه است.

2

از IMDB هم یادم باشه یه بار سر حوصله حسابی تقدیر به عمل بیارم برای ارضا کردن این همه حس خاله‏زنک‏بازی خودم و بقیه دوستان.

3

در ادامه همون سیاست‏های وسواسی‏ام در customize کردن عناصر زندگی، دوست داشتم این دکمه Reverse زندگی رو پیدا می‏کردم و اونقدر این دنیا رو برمی‏گردوندم عقب که برسم به بعضی لحظات خاص و اونها رو طوری دوباره می‏ساختم که… .

4

ببین دکتر، شاید به این سادگی‏ها که من میگم نباشه، اما مطمئنم به اون پیچیدگی‏ها هم که تو فکر می‏کنی نیست قضیه. کدوم قضیه؟!

5

اگر تو زخم زنی به که دیگری مرهم / و گر تو زهر دهی به که دیگری تریاک

6

Protect me from yourself, who eventually will break my heart

7

تنها تن‏هایی طعم تنهایی را خواهند چشید که تن به هر های‏وهویی نداده باشند.

8

گاویست در آسمان و نامش پروین / یک گاو دگر نهفته در زیر زمین

چشم خردت باز کن از روی یقین / زیر و زبر دو گاو، مشتی خر بین

9

از فواید عینکی بودن هم اینه که هر وقت خواستی می‏تونی با برداشتن عینک، خاصیت اتو فوکوس چشمات رو غیر فعال کنی و خیلی از زشتی‏های اطراف و حتی اطرافیانت رو دیگه نبینی و کلی حال کنی با وضع جدید.

10

بعضی راه‏ها رو باید باید پیاده رفت، بعضی غذاها رو باید با دست خورد، بعضی حرف‏ها رو باید فریاد زد، بعضی تنهایی‏ها رو باید در جمع زیست.

11

شاید که آینده از آن ما…

گُنده جسارت‏های من و زلفعلی

جمعه, 3 اکتبر at 2:28 | In   | 3 Comments

1

کاش میشد یه هفته، یه ماه، یه سال یا یه مدت مشخصی رو اسم‏گذاری می‏کردن به نام عشق و عاشقی و کلن اینجور مقوله‏ها. اونوقت دیگه مجبور نبودیم تمام عمر تحمل کنیم خیلی از این مزخرفات رو.

2

بین آدم عادی و آدم عاصی، خیلی فرقی نمونده به گمانم این روزها.

3

ژانر: اونهایی که به تمام اراجیفشون، «عمیـقاً» معتقدن و همیشه بین کلماتشون چیزی پیدا می‏شه که «به مثابه» چیز دیگری باشه.

4

اون جیم موریسون مغموم هم وقتی فریاد میزده people are strange when you’re a stranger گمونم بدجور به اظمحلال رفته بوده‏ها. اصلن غربت یعنی همین دیگه.

5

و تمام لذت آن روزها این بود که آویزان مامان شوی تا حتی شده نیم کیلو از آن نارنگی‏های سبز و کال و ترش‏‏مزه‏ای که تازه وارد مغازه‏ها شده بود بخرد. آنوقت آب دهان و چشم حسرت همکلاسی‏ها بود در زنگ تفریح، و باقی همان قضیه فیلم سازدهنی!

6

حقیقت اینه که ما عاشق این هستیم که دیگران تو کارمون جاسوسی کنن. واقعن همینه ها! کدوم یکی از ما بدش میاد از اینکه یه نفر تو وسایلش، فایل‏هاش، آرشیو وبلاگش، و روزمرگی‏هاش فضولی کنه؟! چیزهای خیلی شخصی منظورم نیست البته، ولی بیشتر افراد استقبال می‏کنن از اینکه یکی بخواد سر از کارشون دربیاره. و همه اینها شاید برای این باشه که ما محتاج تحسین و تشویق دیگرانیم و برامون مهمه که برای دیگران مهم باشیم.

7

جناب بوبن تو کتابش، فرسودگی‏ میگه:

اگر والدین می‏دانستند که تأثیرشان در ساخته شدن فرزند تا چه اندازه ناچیز است، به وحشت می‏افتادند: چند تصویر فیلم، چند جمله کتاب، بیش از تمامی عوامل دیگر، زندگی مرا رقم زد.

8

ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال / مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش

9

اونوقت این جامعه‏شناسه که الان اسمشو یادم نیست در مورد نسل ما (متولدین دهه 80 میلادی) که گویا به نسل Y مشهوریم، گفته: بی‏پردگی و رک‏گویی از ویژگی‏های این نسل است. خود-ابرازی بیشتر از خودداری در این نسل دیده می‏شود و افراد کمتر سعی می‏کنند که حرفی را نزنند.

پُر بی‏راه هم نگفته به عقیده من

10

اوج فیلم هم به نظرم اونجا بود که وودی آلن به تریسی میگه:

You should think of me sort of as a detour on the highway of life

.

* عنوان پست، برداشت آزادی بود از نام نمایشنامه «خرده جنایت‏های زن و شوهری»

وب‌نوشت در وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.